تبليغاتX
.•:*:•.دو تایی.•:*:•.
     

.•:*:•.دو تایی.•:*:•. I♥U☆میلاد پرشکوهت مبارک دلکم☆I♥U

 


بی قرار توام و در دل تنگم
گله هاست....آه !
بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی
و بین من و تو فاصله هاست

♂→↓►♥Rдz!¥£ђ♥◄→↓♂

تاریخ استارت:15/10/87

♂→↓►♥ Mдђ$д ♥◄→↓♂

ID : rm_t0gether

Rдz!¥£ђ's ID : Kvn_Love


 

موضوعات

دلنوشته های راضی

M A H $ A's mEm0Ry

T0GHETER's mEm0Ry

بوم سفید

دانلود نماهنگ های تصویری بوم سفید

دانلود نماهنگ های بوم سفیدی ( موبایل)

دانلود آهنگ بوم سفیدی

دانلود ما دو تا

قصه از کجا شروع شد ؟

بنر یاران دوتایی !

دانلود تصویری عید مبعث در شیراز

کد آهنگ

 

با هنرمندان

کیوان ساکت اف

ُemma watson

مــهران مدیـــــــری

اشـــــکان خــطیبی

محمدرضا شجریان

مـحمـد رضـا گـلـزار

سـیـامک انـصــاری

شبنـم قــلی خانی

نیوشــــا ضـیـغمـی

بـــــــهـــــرام رادان

سایت هــنــرمندان

عـــبـاس غــــزالی

مسعودساکت اف

هفته نامه چلچراغ

کامیار اسمـاعیلی

هـفت هــنر کــرج

ســایت بوم سفید

پروفــــایل مـا دو تا

 

our BeSt frEiNd.s

دردسر تازه ای بنام کیوان ساکت

محسن افشانی ( محسا )

✖با خاطرات بوم سفید✖

راضیه جــون ✖

مهسـا جون ✗

راضــیه جون ✖

ஜمامان شیرینஜ

نادیـــــا جون

ஜپارمیس جونم ஜ

جونLUNA

ستاره و سارا جــــون

ماهی و موشی جون

عسل و مــهدی جون

اهـورا جــون

جـــونMgh

شکـیبا جون

ஜنیلــــو جــونஜ

تــــیک تــیک ♪

بـــوم سـفید

شـیـدا جون

پارمیس جون

ஜمهدیس جونஜ

جـــــــونS_A

جـــــــــونH$

یاهو گروپ سیاوش خیرابی

سارا جون

درسا جون

ḠђдẐдζجون

غزاله جینگولی

زینب جون

آرزو جون

هفت هنر کرج

سحر و سپیده

فروغ جون

انجمن بوم سفید

هنر نو

سیمین و سوره جون

آذین و ستایش جون

چــــــــهـل چــــــراغ

پرستو جون

شیما جون

سایت یوتیوب

پـــریا جــون

مژگان قـالب

مژگــان جون

سوگند جون

جــام جــــم

هــمــا جون

نجمه و نرگس جون

سرور جون

ساناز جون

بیتاجـــــون

فرزانه جون

آراميس جون

عسل و مونيكا جون

مهتاب جون

نیلوفر خسته جون

نیلوفرssجون

نگــــار جون

شبنم جون

بـــهــــار 20 ♪

قالب دانلود ✓

شیما جـون

میترا جــون

دختر ایرونی

لطیفه جـون

ஜسپیده جونمஜ

سارا جـون

هنگامه وپگاه جون

سعیده جـون

تبسم جـــون

مهرناز جـــون

دریــــا جـــون

مهشید جون

عصر بخير بچه ها(بيتا)

مائده و پگاه جــــون

مرجان و صفورا جون

شيما جون

سـرور جون

مهرناز جون

رويـا جـــون

ليندا و تيندا جون

جودي ابوت جون

سمانه جون

الهه جــــون

آقا مهدي عزيز

مرضيه جـون

سيمين جون

فائـــزه جـون

مــارال جـون

راحــيل جون

پـــانيذ جــون

سعيده جون

سارا جــــون

محيا جــــون

ساناز جـــون

مهشيد جون

پريچهر جون

مهسا باكتري

عسل و مونيكا جون

نـاناز جــون

ناهيد جون

پرنيان جون

پانيذ جــون

سرور جون

آقـــا ميلاد

بهـــار جون

حـوريا جون

جوجو جون

طوبي جون

الميرا جون

سمير جون

فاطيما جون

*آقاي نويد ايزديار*

*360آقاي ايزديار*

ســارا دارا جون

نيلوفــــــر جـون

خورشيد جـون

ஜآنشرلي جــونஜ

✝ebuddy.com✝

علي كيا خان

رضا خان جان

*الــــهـام پاوه نژاد*

*بهــــاره رهنمـــــا*

*ترانه عليدوستي*

*شبنم طلوعــــي*

سارا جـــــون

مهسا و پريسا جون

pars tools

زهرا جـــون

فــروغ جون

خواهران همیشگی گلزار

پسر جهنمی

تراوین _بازی آنلاین_

تارنمای بوم سفید

شیدولی جون

سمانه جون

زینب شاه علی جون

سیمین وسروه جون

سحروسپیده.ن جون

یاسی و باران جـــون

کد آهنگ ♪

آسیه جــون

سمـــانه و سانازجون

ســـتاره .ش جــــــون

معصومه وعاطفه جون

نوشین نصیری پرتوی

×نشریه بهشت پنهان×

سارا جون

آیرین جون

مائده و پگاه

✔گپی با کیوان (هنرنو)

ستایش جون

دخترک دستفروش مترو

سارا . ژ جون

✔وبلاگ بازپرس

ساریناز جون

✖ راضیه جون ✖

✖ راضیه جون ✖

Myup.ir

لیلا جون

✔Sakhte ghaleb

کد آهنگ میخوای؟

✔همکلاسی ها

نونا جــــــــــون

مهربان جون

الهه جون

شیدا جون

✔هما جون

✔ ابراز احساسات

سعیده جون

✔ justpersian

رویا جون

آناهیتا جون -عصربخیربچه ها-

majalenojavani.tk

مژگان و پریناز جون

هنگامه جون

✔hotwebs

شیما جون

صبا جون

شکیبا جون

رها جون

سیمین جون

سیمین جون

غزل(Remeber me)

طوبی جون

مهتا جون (مارال خودمون)

فاطمه جون

نوشین نصیری پرتوی هنگامه هادی

آبجی مریم جون

دوربین مخفی بوم سفیدی

سایه جون

نفس جون

فاطمه جون

نرگس جون

منصوره جون

✔آموزشگاه زبان اینترنتی

پرستو جون

باران جون

بهناز جون

جادوگران

کوثر جون

 

امكانات دوتایی

RSS 2.0

 





Powered by WebGozar

 
 

     
 

wElc0Me و بنر دوتایی!

 

 

.•:*:•. به دوتایی خوش اومدی عسلم .•:*:•.

اگه تازه واردی و تاحالا توی دوتایی نیومده بودی بخون :

عزیزم .. شاید دوتایی ما با تموم وبلاگ های دیگه فرق داشته باشه

شاید نتونی نوشته هام رو درک کنی ....

اما اگه درک عشق رو داری .. یه عشق پاک مقدس ... باشه بخون ....

اما اگه نه ...........

من مجرمم ... من مجرمم ... جرم من عاشق شدنمه ...

عاشق کسی که ................

اگه میتونی درک کنی ... لمس کنی ... حس کنی ... باشه .. بسم الله ... بخون ....

بعد از کلی دوندگی بالاخره بنر دوتایی رو ردیفش کردم !

برای تبادل بنر کد زیر رو بزارین توی وبلاگتون و به ما اطلاع بدین ....

برای دیدن بنر یاران دوتایی به ادامه یادگاری برین ....

 

  

           

 


شنبه 1388/12/29 |

 
     
 

بیست و یکمین بهار زندگیت مبارک

 
   

  

بهترین صدای زندگیم تپش قلب توست  و قشنگ ترین روزم روز تولد توست

چه خوب شد به دنیا اومدی و چه خوبتر که دنیای من شدی

پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

همین ..............

 

سلامی به زیبایی ۲۵ شهریور !

آره ... میدونم ... الآن همتون منتظر یه سور و سات تولد بودین ! درسته ؟

اما خب میدونین که .. من مهسا نیستم که بلد باشم جشن بگیرم ...

برای تولد مهسا هم به شیوه ی خودم جشن گرفتم ....

برای تولد کیوان هم نمیدونستم واقعا چیکار کنم !

اما میخوام حرفای نزده ام رو براش بنویسم .. تا شاید اومد و خوند ....

 

کیوان عزیزم ....

الآن که این مطلب رو توی دوتایی گذاشتم ساعت ۲۴:۰۰ هستش ...

یعنی اولین ثانیه ی ۲۵ شهریور ۸۸ ...  پس اولین نفری ام که تبریک میگم ... درسته ؟

 

کیوان .... از مادرت ممنونم .. از پدر مهربونت ممنونم . دستاشون رو میبوسم از راه دور

چون بیست و یک سال پیش صاحب آخرین پسرشون شدن ....

صاحب پسری که بیست سال بعد شد تموم دنیای دختری که این یه سال و اندی که گذشته

هنوز هم به امید اینکه تو هستی و داری نفس میکشی زندگیش رو میچرخونه !

از مادر مهربونت ممنونم که کیوان کوچولوش رو اینجوری تربیت کرد

که ادب و وقارش زبون زد همه بشه ....

از پدر ممنونم ممنونم که راه و روش زندگی رو بهت یاد داد

تا آینده ی طلاییت رو خودت بسازی ...

از امیرحسین و مسعود هم ممنونم که داداشای الحق خوبی برات بودن ....

از زن داداش مهربونت هم ممنونم که مشوقت بود برای پا گذاشتن توی این راه ........

و از همه مهتر ... از خدای مهربونت ... از خدای مهربونم ... از خدای مهربونمون ممنونم ...

که  تو رو به این دنیا آورد .... گذاشت پسر ته تغاری خونواده ی ساکت اینجوری پیشرفت کنه و ............

 

کیوان ممنونم که این همه خوبی !

ممنونم که با وقاری و حداقل از نظر من شبیه پسرای دیگه ی این زمونه نیستی

ممنونم که عشقت رو توی دلم گنجوندی و شدی تموم دنیام ..........

تموم دنیام ...

دنیای کوچیک تیره ام رو روشنش کردی و شدی تموم امید دخترکی که حالا داره به عشقت مینویسه !

 

کیوان ... همیشه یه عالمه حرف گفتنی داشتم برای گفتن .. برای نوشتن ...

اما نمیدونم الآن از فرط خوشحالی ، از سر شوق ... اشکام دونه دونه میباره ، بغضم نمیذاره حرف بزنم ...

نمیذاره بنویسم ... نمیذاره مثل همیشه حرفام رو صاف و پوست کنده بگم !

 

کیوان ... یه قول باید بدی ... به من ... به همه ی طرفدارات

به پدرت ... به مادرت .. به داداشات و به خدا ...

کیوان ....

امروز... ۲۵ شهریور یه دختری ازت قول میگیره که ...

آقای ساکت اف ... خواهش من اینه .... تمنای من اینه :

مغرور نشو ....

اگه به آخرین پله ی شهرت هم رسیدی ، جوری برس که آخرش بفهمی

چطور پله های قبلیت رو طی کردی و رسیدی اینجایی که هستی ...

متکبر نشو ... خودت رو نباز ... سادگیت ، وقارت و حیات رو حفظ کن همیشه کیوان ساکت اف بمون !

کیوانم .. توی راهت دام های زیادی پهن شده .... مواظب خودت باش ....

آدمای زیادی در کمین یگانه عشق من ، دام پهن کردن تا یه روزی ، یه جایی ، یه زمانی خوردش کنن

بشکننش...داغونش کنن ......

نمیخوام اتفاقی برات بیافته .. نمیخوام شایعه ی های بی اساس خوردت کنه و کمرت رو بشکنه ...

نمیخوام یه ذره ناراحتی به قلبت راه بیاری ....

مشعل امید رو روشن کن و دستت رو بذار رو پات ...

یه یا علی بگو و بلند شو و برو .... برو که علی یارته ... خدا همراهته ...

اما نشه که یه روزی شیطان گولت بزنه و مشعلت رو خاموش کنه و به بی راهه بکشتت ....

این قول رو به من میدی کیوان ؟؟؟

پس :

چشمات رو ببند ... آرزوت رو بکن .... و شمعای تولدت رو فوت کن ....

( این کیک ما شمع نداره البته )

 

**       تولدت مبارک یگانه عشق بی همتای من **

 


جشن بزرگ دوتایی در دو زمان کاملا مجزا انجام میگیرد :

عصر - ساعت ۱۵ تا ۱۷ - بلاگ چت و کنفرانس         KVN_love@yahoo.com

شب - ساعت ۲۴ تا ۳ نیمه شب - بلاگ چت دوتایی و کنفرانس

* من در جشن شب حضور خواهم داشت ...

 دوستانی که حتی الامکان میتونن شب بیان ، تشریف بیارن*


چهارشنبه 1388/06/25 |

 
     
 

جشن بزرگ دوتایی

 

 

*** جشن بزرگ دوتایی ... چهارشنبه ... ۲۵ شهریور  ۸۸****

نیازی به گفتن نداره که چهارشنبه چه خبره ...

همتون میدونین که کسی بیست و یک سال پیش پا به این دنیا گذاشت

که از آینده ی خودش مثل همه ی ماها بی اطلاع بود ...

آره ...

همون کسی به دنیا اومد که امروز دنیای دخترکی شد که عاشقانه میپرستتش ...

دنیای دخترک دلباخته ی قصه ما چند ســــــــــــال پیش .... توی یه روز گرم تابستونی به دنیا اومد

و یه روز بهاری شد تموم دنیای دخترک .....

 

کیوان ساکت اف....یه روزی پا به دنیای کوچیک دخترک گذاشت که ...................................

 

* خلاصه سرتون رو درد نیارم ... حرفام بمونه واسه بیست و پنجم *

دوتایی ... جشن بزرگی رو قراره برگزار کنه ....

به مناسب پا به دنیا گذاشتن دنیای دخترک دلباخته ی دوتایی !

 

جشن روز چهارشنبه ... ۲۵ شهریور ۸۸ در همین وب برگزار میشه .....

و البته مهمانان تموم دوستانی ان که تا به این لحظه دخترک دلباخته رو قبول داشتن .... بلا استثنا

در مورد ساعت برگزاری هم قرار بر اینه که باشه بعد از اتمام فیلم های ماه مبارک رمضان

مکان هم : بلاگچت دوتایی

و کنفرانس .... دوستانی که از طریق آی دی میخوان بیان این آی دی رو ادد کنن : kvn_Love@yahoo.com

 

یادتون نره .... تمام کسانی دعوتن که دخترک دلباخته ی دوتایی رو قبول دارن .......

پس وعده ی ما در جشن بزرگ دوتایی :

 دوتایی .... بعد از اتمام فیلم های ماه مبارک رمضان .... در بلاگچت دوتایی و کنفرانس ....

 

یا حق ....


شنبه 1388/06/21 |

 
     
 

مزد عشق

 

 

 

 

کیوان فقط یه سوال خیلی کوچیک ازت دارم .... همین

در مورد دختر به اسم راضیه شنیدی ؟

شنیدی که داره چی میکشه ؟ شنیدی که روز و شب براش جهنم شده ..... فقط به خاطر چی ؟

به خاطر کی ؟ به خاطر عشق ؟

آره .... به خاطر عشقه ... به خاطر تو ...

باید وقت و بی وقت این درد لعنتی رو تحمل کنم .... چرا که درد عشق منو به این حال و روز انداخته

دکترم گفت نباید زیاد فکر کنم ... نباید غصه بخورم ... غم و غصه برام سمه  !

اما چه طوری میتونم ؟ من که روز و شبم رو تو پر کردی چه طوری میتونم ناراحت نباشم ؟

نکنه یه دختر دیگه تو رو از من بگیره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کیوان خیلی نامردی اگه به عشق من پشت کنی

لیاقت من این نیست ... لیاقت عشق من این نیست

صد هزار بار بهت گفتم ... بازم میگم ....

آقای ساکت اف .... اینجــــــــــــا دخترکی هستش که داره به خاطرت پرپر میشه

داره ذره ذره میسوزه و آب میشه

میفهمی ؟ هان ؟؟؟ میفهمی یا نه ؟؟؟

یعد از خانواده ات .... هیشکی بیشتر از من دوستت نداره .... هیشکی .....

اینو مطمئن باش... اینو بهت قول میدم آقای  ساکت ... میتونی امتحان کنی ....

امتحانش مجانیه ...............

همین ..

دیگه حرفی ندارم....

                                                                                  I♥U☆ Rдz!¥£ђ ☆I♥U

 

 

دانلود کلیپ تصویری ( یه منظره )

 

  برای دیدن در سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید     دانلود قسمت اول یه منظره

  برای دیدن در سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید   دانلود قسمت دوم یه منظره

بچه ها به خاطر غیبت طولانیم در وبهاتون معذرت میخوام ... من رو باید ببخشید

درگیر کارهای آموزشگاه و باشگاه خبرنگاران و خونه و مامان و بابام و مسابقه ام ....

اگه دیر دیر میام منو عفو کنین .............. عذر میخوام واقعا


توجه : دوستانی که شماره موبایل منو داشتن ، اگه  کاری دارن با اون شماره ها تماس نگیرین دیگه ...

چون به خاطر مشکلات مالی شدیدی که داریم ( بخاطر نامردی داییم و بالا کشیدن تموم پولهامون )

و برای جور کردن یه هدیه ی کوچیک ( که در آینده ی نزدیک میبینید ) مجبور به فروش سیم کارتام شدم.

شرمنده ی همتونم .... پس دیگه با اون شماره ها تماس نگیرین .....


یکشنبه 1388/06/15 |

 
     
 

بدون شرح شاید !

 
 

شاید این مدت سکوت و فکر کردن برام لازم بود

شاید باید یه مدت مینشستم و به خودم

به کارم ... به تموم قصه ی آغاز دوتایی تا پایانش و آغاز دوباره اش فکر میکردم

اما .....

کیوان دوباره برگشت و رشته ی افکارم پاره شد

نمیدونم چه جور باید حالم رو توصیف کنم وقتی کیوان رو دوباره توی یه برنامه ی زنده میدیدم

نمیدونم وقتی سحر پا شدم اومدم نت تا کامنتا رو چک کنم و نظر رضوان رو دیدم

اولش خندیدم ... گفتم یه شوخی دیگه

اما جدی بود ... کاملا .................................

از وقتی سحریم رو خوردم همین جوری به این و اون خبر دادم که

امروز....دوباره....کیوان .... برمیگرده ....

آره کیوان برگشت....

اما احساس این مدت نبودن و ندیدنش ، احساسم رو نسبت بهش هیچ کم نکرد

بلکه بیشتر هم میکرد...

شاید نتونم احساسم رو به تصویر بکشم وقتی که کیوان دوباره سلام کرد

وقتی که گفت برگشتم ....

نمیدونم چرا فقط جیغ کشیدم ... چرا فقط گریه کردم ؟!

نمیدونم از سر خوشحالی بود ....

از سر دیدن دوباره اش بود

یا شکستن بغض لعنتیم ... بغضی که هرلحظه ای که به کیوان فکر میکردم

و دوباره و سه باره .. ده باره .. صد باره ... عاشقش شدم ....

خدایا ...

چی بگم ؟ خدایا من لایق این همه مهربونیت نیستم ... .لایق نیستم .................

خدایا فقط میتونم بگم خیلی آقایی ....

راستی

نمیدونم این شایعه ی تصادف محسن راست بوده یا دروغ

اما ...............................

اما خوشحالم که حالش خوبه ... خوشحالم که بهتره ... از صمیم قلب براش گریه کردم

نمیدونم چرا ... نمیدونم چرا .. واقعا نمیدونم

شاید خودم رو گذاشتم جای کسی که واقعا عاشق محسنه ....

که الآن داره چی میکشه

اما داداش محسن ... خوشحالم که بهتری..................

 


سه شنبه 1388/06/10 |

 
     
 

برام نگین که دل من هم خونه

 
 

وای وای وای ... امان از گلوی بغض دار

الآن فقط یه تلنگ لازمه تا های های گریه هاتون به آسمون هفتم بره ...

اشتباه نکنین...مهسا نیستم...طبق معمول راضی ام ...

برام نگین از دردتون

برام نگین از گریه هاتون

برام نگین از شنیدن خبر تصادف محسن

برام نگین چون آتیش میگیرم...

بچه ها گریه نکنین...

وااای امان از امروز ... وای امان از سحر امروز صبح .. امااااااااااااااااااااااان

میدونم دارم شعار میدم که " گریه نکنین "

چون اگه همچین اتفاقی برای کیوان می افتاد دیگه راضیه می مرد ..... میدونم ...

چه برسه به شماها .....

الهی بمیرم ... الهی تیکه تیکه بشم برای دل کوچیکتون ....

خودم هم حالم بهتر از شما نیست .... تصادف ... کلمه ای که ازش وحشت دارم

تصادف پدرم ... تصادف برادرم محسن .....

من فعلا باور نمیکنم ..... نمیتونم که باور کنم که محسن شنگول ما تصادف کرده باشه

بابا اصلا زلزله بیاد .. محسن نمی لرزه .... یعنی بیدی نیست که با این بادا بلرزه

حالا تصادف کرده باشه ؟؟؟

نمیدونم دارم چی میگم ....

اومدم تا بگم بچه ها نگران نباشید .... تا یه سایتی....اخباری...روزنامه ای ...

چه میدونم یه مجله ی کوفتی ای نگه که محسن ... پسرک چشم آبی بهاری تصادف کرده ....باور نکنین

ببخشین یه ذره لحنم تند شد ... شرمنده ام ....

از کیوان بپرسین ... بچه ها کیوان نمیدونه ؟ میدونه ؟ کیوان که دوستشه ... نیست ؟؟؟

کیوان بیا بگو تموم این حرفا دروغ محضه و محسن حالش خوبه

بگو تا دل آبجیام آروم بگیــــــــــــــــــــره ....

ای خداااااااااااااااااااااااا

نگین از دل عاشق غصه دارتون که دلم خون میشه .... آتیش میگیرم....نگین که دیوونه میشم ......

داداش محسنمون حالش خوبه ... هیچیش نیست ...

البته امیدوارم که اینها فقط شایعه باشه

مثل شایعه ی به کما رفتن سیاوش ....

 


شنبه 1388/06/07 |

 
     
 

کیوان داره میاد بوم سفید دوباره ؟

 
 

ای بابا !

ماه رمضونی هم چه اتفاقای رنگا رنگی واسه آدم نمی افته !

بعد از دیدن ماه عسل ( ثمره کمالیان ) به خودم اومدم و دیدم که بابا من هم هنوز زنده ام

دارم نفس میکشم .... چرا اینقدر ناامید شده ام از زندگی؟؟؟

من که اون همه امید داشتم یهو چم شد که داشتم پا پس میکشیدم !!؟؟

اصلا ولش کن...بی خیال اون خداحافظی دو روزه !!!

موضوع حرف من اصلا اینا نبود که

یکی از این اتفاقای رنگین ماه رمضونی همین اتفاق امروزه ....

اومدن کیوان ... ! کیوان امروز میاد به بوم سفید .... باورت میشه ؟


پ.ن : رضوان عزیزم....ممنونم از اینکه ماه رمضونی اینقدر خوشحالم کردی....مرسی

پ.ن : دوستان در اسرع وقت به کامنتاتون جواب میدم ... فعلا یه ذره دغدغه ی فکر دارم و نمیتونم ...


شنبه 1388/06/07 |